روزها فکر من این است و
همه شب سخنم
که چرا غاقل از احوال دل خویشتنم
از کجا امده ام امدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
آنچه از عالم والاست من آن می گوییم
رخت بر بسته بر آنم که بدانجا فکنم
در این غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه
قلـبـمـو بـا ایـن تـرانـه به تـو تقدیـم می کـنم
ای طـلـوع مـــاندگار گـل هـمــیـشــه بــهــار
به تو تقدیم می کنم هر چه هست در روزگار
گفتـه ها ناگفـته هـا هـر چـه هست در باورم
بـه تــو تــقــدیــم مـی کــــنـم آرزوی آخــرم
ای قــشــنـگ تـرین بـهانه واسـه گفتن ترانه
مـن یـه عـشـق جاودانه به تو تقدیم می کنم
در این غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه
قلـبـمـو بـا ایـن تـرانـه به تـو تقدیـم می کـنم
خدا جون تو و بارون تو رو دوست دارم
**************
دلم تنگ است و دلگیرم
بسی غم دردلم آکنده وغمگینم
گر کوره راه زندگی طویل است و پر ملال یاد آرد که تنها یکبار باید از آن گذر کرد.
اگر بتوانم شکستن دلی را مـانع شوم زندگی را عبث نگذرانده ام.
اگر بتوانم از رنج انسانی دیگر بکاهم یا دردی را تسکین دهم
یا سینه سرخی فروافتاده راباز در آشیان جای دهم.
زندگی را بیهـوده سپـری نـکرده ام
شعر و عکس قشنگی بود.
موفق باشی